سامانه  ›  بخش V · قانون اساسی و دولت

§18 · بخش V

دستگاه: جریان‌های ارزش، نه چارت‌های سازمانی

دولت همچون جریان‌های ارزش وصف می‌شود، نه چارت‌های سازمانی. دستگاهِ تصحیح‌کننده‌اش غیرشخصی است، هر کنش به قاعده منتشرشده نسبت داده می‌شود، هرگز به چهره‌ای، پس هیچ هوادارانی نمی‌سازد، و کارگزارانش قدرتی جدا از ثروت‌اندوزیِ خصوصی در دست دارند. باید مِلکِ جامعه سیاسی باشد، هرگز سکویی اجاره‌ای، زیرا حسگر یا مجریِ عاریتیِ کارآمد، درست با کامیابیِ خود، اجاره‌کننده‌اش را تصاحب می‌کند.

قهرِ سرزنش‌زا، یعنی تصاحبِ رانت، اجرای سقف و دیمریج، از میان داوریِ قاعده‌بند عبور داده می‌شود، تا کینه به ابزارِ غیرشخصی بچسبد در حالی که جامعه سیاسی امورِ لطف و عنایت را برای خود نگاه می‌دارد: حقوق، سودِ سهم، مشروعیت. حسگری فراخ و توزیع‌شده بر پایه اصلِ فروکاست (تفریع) است؛ ردّپای قهری باریک است، گره‌خورده به گلوگاه‌ها، و کمینه-بسنده.

معنای آن

نپرس «وزارتخانه‌ها کدام‌اند؟» بلکه بپرس «ارزش به کجا جاری می‌شود؟». دستگاه همچون جریان‌ها ترسیم می‌شود، رانت به‌سوی مشترکات، مشترکات به‌سوی کف، و بازار تصحیح‌شده که باقی را تسویه می‌کند، نه همچون نمودار سازمانی. سه ویژگی آن را تعریف می‌کند. غیرشخصی است: رسمِ رانت به قاعده منتشرشده نسبت داده می‌شود، پس مقامی نیست که بر او فشار آورند یا از او بترسند. از آنِ جامعه سیاسی است، هرگز اجاره‌ای نیست: ماشین حس کردن و اجبار باید رمزگان و نهادهای خودِ جامعه باشد، زیرا سکوی عاریتیِ کارآمد، اجاره‌کننده‌اش را درست به‌واسطه کامیابی‌اش به اسارت می‌گیرد. و بازموازن‌کننده را از منشور جدا می‌کند: بازموازن‌کننده اجبارِ سرزنش‌زا را انجام می‌دهد (تصاحب رانت، اجرای سقف)، پس رنجش به ابزار غیرشخصی می‌چسبد، در حالی که جامعه سیاسی «امور فیض» را نزد خود نگاه می‌دارد، حقوق و عایدی و مشروعیت. حس کردن گسترده و توزیع‌شده است؛ ردپای اجبار باریک است.

چرا ارزش‌سالاری به آن نیاز دارد

هرکه دستگاه را می‌گرداند نخستین هدف اسارت است، و دستگاهِ شخصی‌شده یا اجاره‌ای کمابیش به‌حکم تعریف به اسارت درآمده است، اولی به‌دست شخص و دومی به‌دست فروشنده. این § وجود دارد تا ماشین را غیرشخصی و ملکی و چنان ساختارمند کند که هیچ‌کس، نه مقامی، نه سکویی، نه جناحی، نتواند آن را به مقاصد خصوصی بگرداند.

در مقایسه با رویکردهای دیگر

بر حکمرانی چندمرکزی و تودرتوی اوستروم با ناظرانی پاسخگو در برابر حکومت‌شوندگان بنا می‌شود (اوستروم) و بر تمایز نورث میان نهادها و سازمان‌ها، که ناظرِ ضدِاسارت را به‌سوی اسارت سازمانی بازنشانه می‌کند (نورث). قاعده مالکیت‌نه‌اجاره و جداسازیِ داورِ بی‌طرف از ماکیاوللی است (ماکیاوللی)؛ و مصحّح غیرشخصی و دفتر کلِ غیرقابل‌انتقال از کنفوسیوس و ماکیاوللی است (کنفوسیوس). هم فرمانروای شخص‌محور و هم دولتِ برون‌سپاری‌شده به غول‌های فناوری را رد می‌کند. و آنکه اوزانی را که دستگاه بر آنها کار می‌کند تعیین می‌کند در §8 است.