حکمرانی بر پایه ارزش

دولتی که ارزش را می‌سنجد و بازتوازن می‌بخشد، نه دولتی که بر کار مالیات می‌بندد.

پس از انقلاب صنعتی هوش مصنوعی، درآمد دیگر از پی کار نمی‌آید. ارزش‌سالاری به گونه‌ای دیگر حکم می‌راند: ارزش را در ده بُعد یک جامعه، اقتصادی، شناختی، بوم‌شناختی، اجتماعی و بیش از آن، می‌سنجد، ثروتی را که کسی به دست نیاورده است می‌گیرد، و هر زندگی را بالای یک کف نگاه می‌دارد. این نظام چارچوب را تصحیح می‌کند؛ زندگی شما را هدایت نمی‌کند.

دو بنیاد

آنچه می‌سنجد، و آنچه هرگز بدان دست نخواهد زد

ارزش‌سالاری بر دو قلب استوار است: بردار ارزشی که می‌سنجد، و منشور حقوقی که آن را تخطی‌ناپذیر نگاه می‌دارد، نخستین به آن می‌گوید یک جامعه چقدر می‌ارزد، دومین به آن می‌گوید که هیچ اکثریت و هیچ الگوریتمی هرگز نمی‌تواند آن را زیر پا بگذارد.

در ارزش‌سالاری زندگی کنید

تنها آن را نخوانید، بدان وارد شوید. ارزش را در ده محور نگاه دارید، کف و سقف را حس کنید، یک رأی وزنی بدهید. دکترین همچون یک مکان، نه یک صفحه.