بازارها و لایه برونریزها
درونِ بازار دستنخورده نگاه داشته میشود: تخصیص را تسویه میکند و نشانه سود را حمل میکند، و ارزشسالاری آن را نقض نمیکند. آنچه را بد انجام میدهد، یعنی نادیدهگرفتن زیانی که یک معامله بر محورهایی تحمیل میکند که قیمت آنها را نمیبیند، با یک لایه اصلاح میشود، نه با چنگانداختن بر سکان.
این لایه یک عوارض پیگوییِ چندبعدی است: گُوهای بر قیمتی زنده آنجا که کالای آسیبدیده داد و ستد میشود، مشروط به آزمونِ همچنانتسویهشدن بازار، و صادقانه بهمثابه یک تعهد قاب گرفته، نه یک «قیمت راستین». قیمتها به درون، مقدارها به بیرون، دولت قیمتی را که یک عامل با آن روبهروست تعیین میکند و هرگز مقداری را که او برمیگزیند تحمیل نمیکند. آنچه را بازار خوب انجام میدهد نگاه میدارد؛ آنچه را بازار بدان کور است، لایه آن را مرئی و قابلپرداخت میسازد.
معنای آن
بازار را نگه دارید؛ برای آنچه بازار نمیتواند ببیند یک لایه بیفزایید. کارخانهای پساب خود را به رودخانه میریزد: قیمت بازاریِ کالاهایش کار و فولاد را در بر میگیرد اما رودخانهای را که مسموم میکند نه، و آن هزینه بر دوشِ همهی پاییندست فرود میآید. لایه برونریزها باری برابر با زیانِ اندازهگیریشده بر محورهای بومشناختی و سلامت مینهد، همچون گوهای بر قیمتِ بازار. اکنون آلاینده بهای زیان را میپردازد، قیمتِ کالاهایش بالا میرود تا حقیقت را بازگوید، و مهمتر از همه، بازار همچنان تسویه میشود: بنگاهها همچنان برمیگزینند که چه چیز و چه اندازه تولید کنند. این را با یک ممنوعیت یا سهمیه بسنجید که مقدار را دیکته میکند و به دانشی نیاز دارد که هیچ ناظمی ندارد. قیمتگذاریِ کربن و عوارضِ ازدحام همین اندیشه در کاربردِ روزانهاند.
چرا ارزشسالاری به آن نیاز دارد
بازار در تخصیص بیهمتاست و نسبت به آنچه قیمتگذاری نمیکند نابیناست. برونریزها یک کجروی نیستند بلکه شکستِ ساختاریِ بازارند، و اگر قیمتگذاری نشوند چندان انباشته میشوند تا همان بستری را که اقتصاد بر آن ایستاده ویران کنند. این § برای آن است که آن یگانه نابیناییِ بزرگ را بی در دستگرفتنِ فرمان جبران کند، نابترین بیانِ «تصحیح میکند اما هدایت نمیکند».
در مقایسه با رویکردهای دیگر
این با پیگو (بر زیان مالیات ببند) در برابرِ کوزِ ناب (بگذار طرفین بر سرِ آن چانه بزنند) همسو میشود، زیرا زیاندیدگان معمولاً پراکندهاند و توانِ چانهزنی ندارند. میانِ دو ابزارِ کربن، گوه قیمتی را بر سقفگذاری و دادوستدِ مقداری ترجیح میدهد، قیمتها درون، مقدارها بیرون. این انضباط که بار باید گوهای بر یک قیمتِ تسویهی واقعی باشد نه قیمتی ساختگی، از آنِ میزس است (میزس). خویِ حکمرانی در پسِ آن §6 است؛ رانتی که با آن هممرز است §12 است.