سامانه  ›  بخش V · قانون اساسی و دولت

§20 · بخش V

عضویت، روابط خارجی، و وضعیت اضطراری

عضویت با شرط مشارکت جاری است: جایگاه و تعهد با هم حرکت می‌کنند، با یک کف پیکریِ تصرف‌ناپذیر در زیر هر عضو. وضعیت اضطراری از روی طراحی محدود است، با یک ماشهٔ اکثریت فوق‌العاده، یک غروب سختگیرانه، بازنگری پسینیِ الزامی، و یک بند منع مداخله: یک قدرت اضطراری می‌تواند درون چارچوب به سرعت عمل کند، اما هرگز نمی‌تواند منشور را اصلاح کند، قواعد خودِ بازتوازن‌گر را بازنویسی کند، یا سازوکارهای بازدارنده را برچیند، و خود به خود منقضی می‌شود. این بند سخت‌ترین پایداری را زیر فشار وجودی نگاه می‌دارد، آنجا که مصلحت دولت میل به سست کردن آن دارد.

در بیرون، دکترین توسعه‌طلب نیست: رشد شکوفاییِ درونی است، هرگز فتح نیست، زیرا استخراج بیرونی نظم آزاد را در داخل فاسد می‌کند. یک قدرت خصمانه با اصلی متضاد به منزلهٔ یک حالت شکست پایدار تلقی می‌شود که باید در برابرش دفاع کرد، نه آنکه با آن مدارا کرد.

معنای آن

سه چیز اینجا سکنا دارند. عضویت با شرط مشارکت پیش می‌رود، جایگاه و تعهد با هم حرکت می‌کنند، و زیر هر عضو کفی بدنیِ سلب‌ناشدنی نهفته است (خوراک، هوا، دارو، تمامیت جسم) که هیچ محاسبه‌ای بدان نمی‌رسد. وضعیت اضطراری از طریق طراحی مقید است: بحرانی راستین ممکن است کنش سریع را برانگیزد، اما قدرت اضطراری هرگز نمی‌تواند منشور را اصلاح کند، یا قواعد بازموازن‌کننده را بازنویسد، یا ضوابط را برچیند، و خودبه‌خود منقضی می‌شود. الگو، الگوی روم است: دیکتاتوری قانون‌اساسی، تک‌هدفه و محدود به زمان، «خیر آورد»، در حالی که هیئت دهگانهِ بی‌پایان به استبداد بدل شد. و دولت توسعه‌ناطلب است: رشد، شکوفایی درونی است، نه هرگز فتح، زیرا استخراج بیرونی، نظم آزاد را در داخل تباه می‌کند.

چرا ارزش‌سالاری به آن نیاز دارد

هر قانون اساسی سخت‌ترین آزمون خود را در وضعیت اضطراری می‌یابد، جایی که «امنیت دولت بر همه چیز مقدم است» بهانه معمول برای تعلیق حقوق است، درست هنگامی که این حقوق بیش از همه اهمیت دارند؛ و دولتی که ارزش را حس می‌کند می‌تواند بسیار به‌آسانی استخراج بیرونی را همچون «بالابردن بردار» توجیه کند. این § وجود دارد تا وضعیت اضطراری را از پیش مقید کند و وسوسه امپراتوری را پیش از پیدایش‌اش ممنوع سازد.

در مقایسه با رویکردهای دیگر

در برابر گفته اشمیت که «حاکم آن است که درباره استثنا تصمیم می‌گیرد»، آموزه استثنا را مقید می‌کند (ماشه‌ای با اکثریت ویژه، انقضایی سختگیرانه، بازنگری الزامی) درست در برابر لغزش اصل 48 وایمار. محتوای عینی، بند عدم‌مساس، ضوابط زنده، انقضای خوداجرا، و تمایز میان دیکتاتوری و هیئت دهگانه، از ماکیاوللی است (ماکیاوللی)، و همچنین استدلال ضدامپراتوری که توسعه، نظم آزاد را تباه می‌کند. براندازی برون‌زا به‌دست قدرتی خصم با اصلی متضاد، نمط شکست نزد ارسطو است (ارسطو). و فهرست کامل شکست‌ها §22 است.