سامانه › بخش VI · کل بهمثابه یک سامانه
حالتهای شکست که منظومه در برابرشان طراحی میشود
ارزشسالاری وارونه از چگونگی مرگ ممکنش طراحی شده است، و فهرست بلند است، هر مدخل با یک پادزهر جفت شده. تصرف اوزان به دست یک طبقهٔ حاکم؛ تککِشتی ارزش که با بهینهسازی افراطیِ یک محور، قانون اساسی را باطل میکند؛ مشروعیت پوتمکینی که هر علامت درست را اجرا میکند حال آنکه همچنان تصرف است؛ تمرکز تصدی همچون تمرکز ثروت؛ فروپاشی اعتماد، محور حامل که آخر از همه فرو میریزد؛ رانش زیرآستانهای، پایینتر از خط هشدار؛ بیشتصحیح، که به همان اندازهٔ کاستی یک خطاست؛ و خرابکاری بیرونی به دست یک نظم خصمانه.
شبیهسازی دقیقا برای یافتن مدخلهایی وجود دارد که فهرست هنوز از قلم میاندازد. بقاپذیری اینجا یک فضیلت در میان فضایل نیست، بلکه معیار است: سازوکاری که نتواند از تماس با کنشگران خصمانه و منفعتجو جان به در برد سازوکار بهتری نیست، هر اندازه هم روی کاغذ منصفانه بنماید.
معنای آن
دکترین وارونه از آنجا که چگونه ممکن است بمیرد طراحی شده است، و هر شکستِ نامگذاریشده پادزهرِ خود را با خود دارد. تسخیرِ (نهادها)، آنجا که مالکانِ محاسبه و سرمایه وزنها را به مقاصدِ خود میگردانند ← ناظرِ ضدِطبقهٔ حاکم و مصحّحِ ناشخصی. تککِشتیِ ارزشی، آنجا که یک محور چنان بیشبهینه میشود تا کلیت خود را باطل کند ← باندِ کرانمند و منطقهٔ هدایتنشده. مشروعیتِ پوتمکینی، آنجا که کنشگری هر نشانهٔ درست را اجرا میکند در حالی که تسخیرشده میماند ← آزمونِ تیمِ قرمز بر حسگرها بر پایهٔ واقعیتهای ساختاری، نه گزارشهای خوداظهار. تمرکزِ تصدی، آنجا که منصبی که بیش از حد نگه داشته شود به خصوصیسازی در قالبِ یک دار و دسته میانجامد ← سقفهای چرخش. فروپاشیِ اعتماد، محورِ بارکش، که آخر از همه ریخته میشود ← توالیِ مشروعیت-نخست. بهعلاوهٔ رانشِ زیرِ آستانه، بیشتصحیح (که بهاندازهٔ کاستی خطاست)، و براندازیِ برونزاد. شبیهسازی از آن روست که آنهایی را بیابد که این فهرست هنوز از قلم میاندازد.
چرا ارزشسالاری به آن نیاز دارد
سازوکاری که نمیتواند از تماس با کنشگرانِ خصمانه و منفعتطلب جان به در ببرد سازوکارِ بهتری نیست، هرچند بر کاغذ عادلانه بنماید. بقاپذیری در اینجا یک فضیلت در میان فضایلِ بسیار نیست، بلکه همان معیار است. این § از آن روست که دکترین را با ساختِ خود ضدِشکننده کند: هر راهی را که میپوسد یا تسخیر میشود ترسیم کند، و دفاع را پیش از پرتاب بسازد.
در مقایسه با رویکردهای دیگر
نیاکانش کتابهای بزرگِ بقاپذیریاند: سیاستِ ارسطو، کتابِ پنجم، دربارهٔ انقلابها و پیشگیری از آنها (ارسطو)، گفتارهای ماکیاولی (ماکیاولی)، زوالِ رژیمها نزد افلاطون (افلاطون)، دامهای نظام نزد میدوز (میدوز)، و رانشِ استخراجی و شکنندگیِ تسخیر نزد آجماوغلو و رابینسون (چرا ملتها شکست میخورند). این فهرست بر شبیهسازی تحت فشار آزموده میشود. و اینکه همهٔ اینها چگونه پیاده میشود §24 است.