سامانه  ›  بخش VI · کل به‌مثابه یک سامانه

§23 · بخش VI

جایگاه آن در میان نظم‌های رقیب

ارزش‌سالاری موضعی معین اتخاذ می‌کند. در برابر سرمایه‌داری عوامل خارجی را قیمت‌گذاری می‌کند و تمرکزی را که بازار بی‌قیمت می‌گذارد به تصرف درمی‌آورد، در حالی که بازار را برای آنچه خوب انجام می‌دهد نگاه می‌دارد. در برابر سوسیالیسم تنها ناکسب را همگانی می‌کند و هدایت مرکزی اقتصاد را رد می‌کند. در برابر تکنوکراسی انکار می‌کند که کسی بتواند خیر را محاسبه کند، و اوزان را به یک رأی بازمی‌گرداند.

در برابر رئالیسم سیاسی روش حقیقت کارساز را می‌پذیرد، طراحی بر پایهٔ آنکه مردم عملا چگونه رفتار می‌کنند، اما بایدها را همچون یک منشور تصرف‌ناپذیر تثبیت می‌کند: حقیقت کارساز در سازوکار، وظیفه‌گرا در مرز. و از سنت فضیلت بستر اعتماد و معنا را می‌گیرد حال آنکه حکیم و مابعدالطبیعه را وامی‌نهد. این موضعی سوم است که یک سرمایه‌دار نتواند آن را سوسیالیستی بخواند، یک سوسیالیست نتواند آن را سرمایه‌دارانه بخواند، و یک مشروطه‌خواه نتواند آن را بی‌قانون بخواند. دفتر کاملِ آن، اندیشمند به اندیشمند، در تبار و نقد است.

معنای آن

ارزش‌سالاری در برابرِ هر رقیب موضعی معین می‌گیرد، نه ابهامی میان آنها. در برابرِ سرمایه‌داری: عواملِ بیرونی را قیمت‌گذاری می‌کند و تمرکزی را که بازار دست‌نخورده وامی‌نهد تسخیر می‌کند، در حالی که بازار را نگاه می‌دارد. در برابرِ سوسیالیسم: تنها ناکسب‌شده را اشتراکی می‌کند و از تملک یا هدایتِ ابزارها سر باز می‌زند. در برابرِ تکنوکراسی: انکار می‌کند که کسی بتواند خیر را محاسبه کند، و وزن‌ها را به رأی می‌سپارد. در برابرِ واقع‌گراییِ سیاسی: روشِ حقیقتِ کارآمد را می‌پذیرد، یعنی طراحی برای مردم چنان که هستند، اما باید را همچون منشوری نقض‌ناپذیر تثبیت می‌کند (حقیقتِ کارآمد در سازوکار، وظیفه‌گرا در مرز). و از سنتِ فضیلت: بسترِ اعتماد و معنا را برمی‌گیرد در حالی که حکیم و متافیزیک را وامی‌نهد. برآیند، موضعی سوم است که سرمایه‌دار نتواند آن را سوسیالیستی بخواند، سوسیالیست نتواند آن را سرمایه‌داری بخواند، و مشروطه‌خواه نتواند آن را بی‌قانون بخواند.

چرا ارزش‌سالاری به آن نیاز دارد

دکترینی که نگوید در برابرِ چه ایستاده است یا تهی است یا پنهان‌کار، و یک رئیسِ دولت نیازمندِ آن است که آن را دقیقاً جای دهد. این § از آن روست که موضع را آشکارا بیان کند، تا ارزش‌سالاری همچون نظمی متمایز با لبه‌هایی پاکیزه خوانا باشد، نه معجونی از عاریت‌ها یا نام‌گردانیِ چیزی آشنا.

در مقایسه با رویکردهای دیگر

این تمامِ سجلِ تبار و نقد در مقیاسی خُرد است، دفترِ کلِ متفکر-به-متفکر از آنچه گرفته، سازگار، و رد شده است. از «راهِ سوم» / اقتصادِ مختلط جدا می‌شود، که تفاوت را بر محورِ کهنه می‌شکافد؛ ارزش‌سالاری خودِ محور را از نو ترسیم می‌کند (کسب‌شده/ناکسب‌شده، تصحیح/هدایت) به‌جای برگزیدنِ نقطه‌ای میانه. و فرضِ «پایانِ تاریخ» را که سرمایه‌داریِ لیبرال منتهاست وامی‌نهد. برای دفترِ کاملِ کل، تبار را ببینید.