← تبار و نقد

نظریه‌ای درباره عدالت · 1971

جان رالز

نیاپذیرفته‌شدهواگرا

نزدیک‌ترین نیا در این کارنامه: ستونِ فقراتِ قانونِ اساسی و پرده‌ی بی‌خبری، که همچون رأیی مرحله‌ای برای رفعِ سوگیری وارد شده‌اند؛ در کف‌های بسنده‌گرا نه بیشینه‌کمینه (ماکسیمین)، و در سنجه‌ی توانمندیِ ده‌محوری نه کالاهای اولیه، واگرا می‌شود.

ویراست خوانده‌شده. نظریه‌ای درباره عدالت، خوانده‌شده از سرچشمه.

آنچه گرفتیم

نزدیک‌ترین نیا در این کارنامه. تقدمِ حق، دلبخواهی‌بودنِ اخلاقی و دیدگاهِ داراییِ مشترک که رانت‌به‌مشترکات را بنیان می‌نهد، ساختارِ بنیادین، و پرده‌ی بی‌خبری، که همچون رأیی مرحله‌ای برای رفعِ سوگیری وارد شده و نهایی می‌کند که چگونه رأیی دموکراتیک ارزش را برای حاکمیت عینی می‌سازد. افزون بر این، معماریِ نخست‌واژگانی سپس وزنی، محورِ آیندگان بر پایه‌ی پس‌اندازِ عادلانه، و عزتِ نفس همچون خیرِ برتر.

جایی که واگرا می‌شویم، و چگونه پاسخ می‌دهیم

دقیقاً در دو نقطه واگرا می‌شود: کف‌های بسنده‌گرا، نه بیشینه‌کمینه (ماکسیمین) (بردارِ ارزش در آستانه سنجش‌پذیر است اما همچون تابعی بیشینه‌شونده سنجش‌ناپذیر)؛ و سنجه‌ی توانمندیِ ده‌محوری، نه کالاهای اولیه، که کروشه‌ی «دامنه‌ی بهنجارِ» خودِ او را کامل می‌کند. سقفی ضدِ تمرکز نیز می‌افزاید تا ارزشِ منصفانه‌ی آزادیِ سیاسی پاس داشته شود.

موضع نهایی

نزدیک‌ترین نیا در این کارنامه، ستونِ فقراتِ قانونِ اساسی که تقریباً یکسره پذیرفته شده، با دو انحرافِ آگاهانه و محدود.

هر موضع از سرچشمه خوانده می‌شود. سیاهه کامل را ببینید در تبار و نقد · سامانه.