جان استوارت میل
«توزیع یک نهاد انسانی است» (زمینهسازِ حرکتِ بنیادین)؛ سنجهی رانت/سود، سود سهمِ خودتأمینِ برخاسته از رانتِ جابجایی، و حالتِ ساکن که محورِ معنا را ریشهدار میکند.
ویراست خواندهشده. اصول اقتصاد سیاسی، خواندهشده از سرچشمه.
آنچه گرفتیم
توزیع یک نهاد انسانی است، نه قانونی از قوانینِ طبیعت، و همین بنیانِ آن حرکتِ بنیادین است که ارزش برای حاکمیت برگزیده میشود، نه کشف. تفکیکِ رانت از سود به سنجهای کارآمد بدل میشود (قضیهای در بیاعوجاجی، آزمونی در بازتولیدپذیری)؛ بدلشدنِ جابجایی به رانت سود سهم را خودتأمین میسازد؛ و حالتِ ساکن، یعنی فراوانی بدونِ پرستشِ رشد، محورِ معنا را ریشهدار میکند. «زمین» چنان گسترش مییابد که رایانش و داده را نیز دربر گیرد.
جایی که واگرا میشویم، و چگونه پاسخ میدهیم
در چارهی «تقاضا برای کالاها تقاضا برای کار نیست» و در قانونِ سه واگرا میشود، چرا که آموزه بهجای آن تصحیحِ کینز را دربارهی تقاضای مؤثر میپذیرد.
موضع نهایی
نیای ماژولِ اقتصادی در سراسرِ خط: حرکتِ بنیادین، سنجهی رانت، موتورِ جابجایی، و قانونِ اساسیِ مالی، افزوده و تیزتر شده، نه واژگون.
هر موضع از سرچشمه خوانده میشود. سیاهه کامل را ببینید در تبار و نقد · سامانه.